
مپرس از من چرا
در پیلهی مهر تو محبوسم
که عشق از پیلههای مرده
پروانه میسازد !
فاضل نظری

مپرس از من چرا
در پیلهی مهر تو محبوسم
که عشق از پیلههای مرده
پروانه میسازد !
فاضل نظری

ﮔﺮچه ﺑﺎ ﺳﺎﻋﺖ ﻣﻦ ﺛﺎﻧﯿﻪﺍى ﺑﯿﺶ ﻧﺒﻮﺩ
ﺳﺎﻋﺘﯽ ﺭﺍ ﮐﻪ ﮐﻨﺎﺭﺕ ﮔﺬﺭﺍﻧﺪﻡ ﺧﻮﺵ ﺑﻮﺩ
حسین ﻣﻨﺰﻭﯼ

عشق را
هیچ پایانی نیست
یار وقتی که تویی . . .
سید علی میرفضلی

مپرس از من چرا
در پیلهی مهر تو محبوسم
که عشق از پیلههای مرده
پروانه میسازد !
فاضل نظری

زلال شانههایت
همچنانم عطش میدهد
در بستری که عشق
مجابش کرده است
احمد شاملو

هرچه صورتم راشستم
باز رد تنهایی در آیینه بود !

این روزها بیشتر از همه
شعر میخوانم
باید مطمئن شوم قبل از من
تو را نسروده باشند !
سمانه سوادی
دلم به عشقش نرسید
برای تو می نویسم...
برای تويی كه تنهايی هايم پر از ياد توست...
برای تويی كه قلبم منزلگه عـــشـــق توست ...
برای تويی كه احسا سم از آن وجود نازنين توست ...
برای تويی كه تمام هستی ام در عشق تو غرق شد...
برای تويی كه چشمانم هميشه به راه تو دوخته است...
برای تويی كه مرا مجذوب قلب ناز و احساس پاك خود كردی...
برای تويی كه وجودم را محو وجود نازنين خود كردی...
برای تويی كه هر لحظه دوری ات برایم مثل یک قرن است...
... تويی كه سـكوتـت سخت ترين شكنجه من است برای
برای تويی كه قلبت پـا ك است ...
برای تويی كه در عشق ، قـلبت چه بی باك است...
برای تويی كه عـشقت معنای بودنم است...
برای تويی كه عـشقت معنای بودنم است...
برای تويی كه غمهایت معنای سوختنم است...
برای تویی که آرزوهایت آرزویم است...
بـــه جای نقطه چــین هرچــه کــه مــی خواهی بذار. . .
درد. . .
بـُــغض. . .
امــا دوســتت را نــــذار. . .

خدایا وقتی دلت میگیره چی کار میکنی؟؟
میری یه گوشه میشینی و گریه میکنی؟؟
هی با نگات بازی میکنی که یادت بره میخواستی گریه کنی؟؟
یه لیوان آب میخوری که بغضتو بفرستی پایین؟؟
یادت میاد خداییو باید همیشه تنها باشی....
خدایا نمیدونی من این روزا چقدر خدا بودم
وقتـی یه زن ســیگار کشید
یعنــی دیگه گریه جواب نمیده
و وقتی مــردی اشک ریخت
بدون کار از ســیگار کشیدن گذشته . .

“ ش م ا ر ا "
.
.
.
جسارت میخواهد
نزدیک شدن به
افکار دختری که روزها مردانه
با زندگی می جنگد
اما شب ها…
بالشش از هق هق دخترانه اش خیس است
خــــــدايـــــا...
آغوشت را امشب به من می دهی ؟
برایِ گفتن!چیزی ندارم
اما برای ِ شنفتن ِ حرفهایِ تو گوش بسیار . .
می شود من بغض کنم
تو بگویی :
مگر خدایت نباشد که تو اینگونه بغض کنی . .
می شود من بگویم خدایا ؟
تو بگویی : جانِ دلم . .
می شود بیایی ؟
تــــمــــنــــا می کنم
تادست به قلم ميبرم سراغ ترا ميگيرند کلمات
چه بنويسم؟؟؟
دنیــــای مـــــن ....
مجــــازی اَش هم ؛
غمگــــین بود...
تادست به قلم ميبرم سراغ ترا ميگيرند کلمات
چه بنويسم؟؟؟
دنیــــای مـــــن ....
مجــــازی اَش هم ؛
غمگــــین بود...
که حتی...
نای
اعتراض
هم نداری...
از خدا دیگر هیچ نمیخواهم
دیگر هیچ آرزویی ندارم
رویایم را میخواستم که به آن رسیدم
دنیا را میخواستم که آن را به دست آوردم
رویایی که همان دنیای من است
و تویی که همان دنیای منی…

نمـی دانـَم
آلزایـمر بودی یا عـشق؟!
از روزی کـه مُبتلایَت شُدم
خـودم را
از یـاد بردم
عشق های ممنوع عشق های واقعی اند ...
چون هیچ اجباری به حفظ رابطه نیست و فقط بخاطر علاقست ...