ﺭﻭ ﺑﻪ ﺭﻭﯼ ﻫﻢ
ﺧﻮﺏ ﺷﺪ ﻗﻬﻮﻩ ﻣﺎﻥ ﺭﺍ ﻧﺨﻮﺭﺩﯾﻢ !
ﺣﺮﻓﻬﺎﯾﻤﺎﻥ ﺑﻪ ﺍﻧﺪﺍﺯﻩ ﮐﺎﻓﯽ ﺗﻠﺦ ﺑﻮﺩ
ﺭﻭ ﺑﻪ ﺭﻭﯼ ﻫﻢ
ﺧﻮﺏ ﺷﺪ ﻗﻬﻮﻩ ﻣﺎﻥ ﺭﺍ ﻧﺨﻮﺭﺩﯾﻢ !
ﺣﺮﻓﻬﺎﯾﻤﺎﻥ ﺑﻪ ﺍﻧﺪﺍﺯﻩ ﮐﺎﻓﯽ ﺗﻠﺦ ﺑﻮﺩ
امروز:
حال بیا و ......
چیزی را برای فرصت خاصی نگه ندار،زیرا که هرلحظه زندگی،خود فرصت خاصی است...
بخوان ،بیاموز،عشق بورز...
در ایوان خود بی نیاز، بی ناز ،به تماشای جهان بنشین ...
زیرا که:
زندگی حلقه هایی از لحظاتی خوش است ،نه فقط نفس کشیدن،هر روز، هر ساعت، هر دقیقه، ارزش خود را دارد و تو نمی دانی که آن،شاید آخرین توست.
خانواده و دوستان خود را در آغوش بگیر و از ته دل بگو چقدر دوستشان داری،تا با عشق و صداقت و روحی شاد زندگی کنی
در دریای آغوش تو ریختم
عجیب این دریا معجزه میکند
مهربانا این معجزه را
برای عزیزانم مقرر فرما
تا تمام غمهایشان
در دریای بیکران آغوشت
به آرامش بدل شو
ناز چشمت را غمزه كن
با نگاهت دلبري كن اي ترنج بي نشانم
آن پريشان گشته گيسوي تو
همچنان مي خواند از سوز دلش
يك نگاه كوچك از تو
مي كند دنيا به كامش
مست و سر خوش
در كنار بي كس ها
من نبودم
اين رقيبم با زباني چون فريبا
كرده بود او را موم دستانش
نغمه اي سر دادم از عشق
لبخندهای پوشالی می زنم
قهقهه های مستانه
می دانی از چه؟
از هر چه نامردی است می خندم
دیوانه شدم دیگر
بدون هیچ شاخ و دمی
سرخوش می دانی چیست؟
همان کس که در دریای غم غرق و در قعر تاریکی لبخند می زند
سر کوچکشان کش آمده چیزهای بی خود می کشند!
یعنی سرک می کشند
بکشید ببینم با کشیدنش به چه توهمی خواهید رسید
به چه دست پیدا می کنید
کدامین نوبل و اسکار را از آن خود خواهید کرد
آری بکشید و در خماری توهمات خود فرو روید
هیچ کسی نیست که جرعه ای تشکر به خوردت دهد
خسته از تمام نشدن ها
از ندیده شدن ها
اما چه حاصل
باز هم تلاش بیهوده می کنی
تا به کی …
نمی دانم …
اما چگونه می توانم بخورم و بیاشامم
هنگامی که می دانم
آن چه را که خوردنی است
از دست گرسنه ای ربوده ام
و تشنه ای به لیوان آب من محتاج است
اونقدر بهش فکر کردم
که تصورى که ازش داشتم
از خود واقعیش سبقت گرفت
بعدها..
دیگه خودشو دوست نداشتم.
تصور ذهنى خودمو دوست داشتم!
عاشق نبوده است
هر روز
بی تو می روم از این پیاده رو
آزاردهنده بود.
گرچه اکنون متقاعد شده ام که هیچکس ،
کسی را از دست نمی دهد؛
زیرا هیچکس مالکِ کسی نیست
این تجربه واقعی آزادی است :
داشتن مهمترین چیزهای عالم بی آنکه صاحبشان باشی !
در تلاطم ِ جزر و مد نمی افتاد .
و اگر خورشید
اندام ِ زنانه اش را عریان نمی کرد
کدامین آفتابگردان
سوی ِ چشمش را
بر کشیدگی ِ خط ِ چشم ِ آفتاب کش می داد !
و حتی وقتی برای ِ انسانها
کلمه ی ِ "زندگی "
با حروف "زن " آغاز می شود
با عشق نوازشش کن
دعوتش کن به یک رقص
بگذار با قدمهایی که به سویِ تو میآید
از خودش دور شود .
شاید نمیدانی
آغوش یک مرد
گاهی
دنیایِ زنی را خراب میکند !
گاهی ، آباد
… دستش را بگیر
نوازشش کن
دعوتش کن به یک رقص
حواست باشد
دنیای یک زن هیچ وقت خبرت نمیکند
" به مردی که زبانِ سکوت زن را بفهمد ، باید گفت خدا قوت "
لباس خوب بپوش !
برای خودت غذای خوب بپز !
خودت را به صرف قهوه ای در یک خلوت دنج میهمان کن !
برای خودت گاهی هدیه ای بخر !
وقتی به خودت و روحت احترام می گذاری ..
احساس سربلندی می کند
آنوقت دیگر از تنهایی به دیگران پناه نمی بری و اگر قرار است انتخاب کنی
کمتر به اشتباه اعتماد می کنی یادت باشد ….
برای یک زن عزت نفس غوغا میکند!
هنوز تنهاتر از تنها منم من
همون بیگانه از خود درتنم من
اگر زیبابه قامت پیرهنم من
پراز احساس عاشق بودنم من
به خود می بالم از اینکه زنم من
ﺗﻮ ﺗﻼﺷﺘﻮ ﮐﺮﺩﯼ ﺍﻣﺎ ﻧﺸﺪ.
ﯾه ﻭﻗﺘﺎﯾﯽ ﺟﻮﺍﺏ ﺧﻮﺩﺗﻮ ﻧﺪﻩ، ﻫﺮ ﭼﯽ ﭘﺮﺳﯿﺪ ﭼﺮﺍ ﺍﯾﻨﺠﺎﯼ ﺯﻧﺪﮔﯽ
ﮔﯿﺮ ﮐﺮﺩﯼ، ﻟﺒﺨﻨﺪ ﺑﺰﻥ ﻭ ﺑﮕﻮ
ﮐﻢ ﻧﺬﺍﺷﺘﻢ ﺍﻣﺎ ﻧﺸﺪ،
ﯾﻪ ﻭﻗﺘﺎﯾﯽ ﻓﻘﻂ ﺍﺯ ﺯﻧﺪﻩ ﺑﻮﺩﻧﺖ ﻟﺬﺕ ﺑﺒﺮ،
ﺍﺯ ﺑﻮﺩﻥ ﮐﻨﺎﺭ ﮐﺴﺎﻧﯽ ﮐﻪ ﺩﻭﺳﺘﺸﺎﻥ ﺩﺍﺭﯼ
ﻭ ﺩﻭﺳﺘﺖ ﺩﺍﺭﻥ،
ﺍﺯ ﻃﻠﻮﻉ ﺧﻮﺭﺷﯿﺪ...
ﺍﺯ ﺻﺪﺍﯼ ﺁﻭﺍﺯ ﻗﻤﺮﯼ ﻫﺎ،
ﺍﺯ ﺑﺎﺩ، ﺑﺎﺭﺍﻥ،
اﺯ ﻫﻤﻪ...
ربطی نداره متاهلی یا مجرد؛ مکث را تمرین کن!
گاهی زندگی سخت است و گاهی ما سخت ترش میکنیم ....
گاهی آرامش داریم، خودمون خرابش میکنیم...
گاهی خیلی چیزارو داریم اما محو تماشای نداشته هامون میشیم...
گاهی حالمون خوبه اما با نگرانی فردا خرابش میکنیم...
گاهی میشه بخشید اما با انتقام ادامش میدیم...
گاهی میشه ادامه داد اما با اشتیاق انصراف میدیم...
گاهی باید انصراف داد اما با حماقت ادامه میدیم...
و گاهی .... گاهی .... گاهی .....
تمام عمر اشتباه میکنیم و نمیدونیم یا نمیخوایم … بدونیم ...
کاش بیشتر مراقب خودمون، تصمیماتمون و گاهی زندگیمون باشیم!
کاش یادمون نره که فقط یکبار زنده ایم و زندگی میکنیم فقط یکبار...
با کسی نباش که هر لحظه مجبور باشی خودت را به هر اجباری لای لحظه هایش جا بدهی...
با کسی باش که لحظه هایش را روی مدار ِتو تنظیم کند..
با کسی که مشغله هایش را بخاطر تو دوست داشته باشد...
که تو را بخواهد.. که اولویت اولش باشی... !
ارزشِ تو خیلی بالاتر از یدک بودن است..
جنس اعلا باش.. جنس اعلا که یدک نمی شود!!!
یاد بگیر که هر ماندنی ارزشش را ندارد..!
گاهی تنها بودن شرف دارد... به ماندن های یک طرفه ی تحقیر آمیز،که تمام شخصیت و انسان بودنت را زیر سوال می برد..
یاد بگیر گاهی تنها بودن، ترجیحِ خودت باشد...!
خیلی وقت ها غرور واقعا چیزِ خوبیست...!
خودتان پیشقدم شوید و تغییرات کوچکی در زندگیتان ایجاد کنید. گاهی اوقات، در موضوعات کوچک و نهچندان مهم کارها را متفاوت از همیشه و بدون برنامهریزی قبلی انجام دهید. این به شما کمک میکند که راحتتر با اتفاقات غیرمنتظره که خارج از کنترل شما هستند کنار بیایید. با این کار، به خودتان یاد میدهید که تغییرات را بپذیرید. بهعنوان مثال:
مسیر متفاوتی را برای رفتن به محل کار انتخاب کنید.
صبحانهی متفاوتی نوش جان کنید.
گاهی به جای قهوه، چای بنوشید.
یکهویی تصمیم بگیرید با دوستان یا همسرتان سینما بروید.
کارهای همیشگی را انجام دهید؛ اما به روشی متفاوت.
هیچ وقت از خودمون
پرسیدیم قیمت یه روز زندگی چنده؟
ما که قیمت همه چیز رو با پول می سنجیم
تا حالا شده از خدا بپرسیم:
قیمت یه دست سالم چنده؟
یه چشم بی عیب چقدر می ارزه؟
چقدر باید بابت اشرف مخلوقات بودنمون پرداخت کنیم؟
قیمت یه سلامتی فابریک چقدره؟
وخیلی سوال ها مثل این...
ما همه چيز را مجانی داريم و شاكر نيستيم
خدایا برای تمام نعمتهایت سپاس
برای تو… .
برای چشمهایت… .
برای من… .
برای دردهایم… .
برای ما… .
برای این همه تنهایی… .
ای کاش خدا کاری کند….! .
احمد_شاملو